خرید بک لینک
راستی!13هم تولدم بودا. امسال فرق میکرد انگار،غمم نبود از یک سال بزرگتر! شدن.گهکی اما یادم میرفت به سمت و سویش که فکر را منحرف میکردم و میزدم ب کوچهی علی بیغم!آری! آن هم رنگ و بوی خود را دارد! .... خوش گذشت!لبخندی که نشسته بر لب و فکری که به هیچ سمتی نمیرود; ایستاست! و این خوب نیست، اماچ میشود کرد که لبخندم زیباست!:)امضا: ننه سرما نوشته شده در شنبه ۱۴۰۲/۰۹/۱۸ساعت 5:56 AM توسط ننه سرما| |

برچسب: نویسنده: غزل فدایی تاريخ: چهارشنبه 6 دی 1402 ساعت: 11:13

صفحه بندی